برای از بین بردن زباله ، ما باید دوباره کشف کنیم

در تاریخ : 1398-08-21 20:20:20

بیایید درباره صرفه‌جویی حرف بزنیم. صرفه‌جویی یعنی کاهش مصرف، استفاده دوباره و بازیافت، اما درعین‌حال، تغییر بالقوه با در نظر گرفتن جنبه اقتصادی. مادربزرگم، می‌دانست چطور صرفه‌جویی کند. این ظرف نخ مادربزرگ منه. او هرگز نخ نمی‌خرید. او آن‌ها را جمع‌آوری می‌کرد. او نخ هدایا یا نخ قصاب‌ها را جمع‌آوری می‌کرد. آن‌ها را در این ظرف می‌ریخت و بعد وقتی لازم داشت استفاده می‌کرد. پس از جمع‌آوری، یا با آن گل‌ رزها را می‌بست، با به دوچرخه‌ام می‌بست، پس از پایان کار، باقیمانده را در ظرف می‌انداخت. صرفه‌جویی یعنی این؛ استفاده از چیزی که لازم دارید، درواقع هیچ‌چیزی نمی‌خرید، پولتان را پس‌انداز می‌کنید. بچه‌ها نیز، ذاتاً این را می‌دانند. وقتی می‌خواهید جعبه مقوایی را دور بیندازید، یک بچه بالغ می‌گوید، "دور نینداز! برای سر ربات یا برای قایق پارویی تو رودخانه استفاده‌اش می‌کنم." آن‌ها ارزش عمر دوباره محصولات را درک می‌کنند. به نظرم، صرفه‌جویی کاملاً، نقطه مقابل شیوه زندگی امروزی ماست. همه محصولات امروزی ما قابل‌جایگزینی هستند. وقتی اسباب‌بازی نو و پر زرق و برقی می‌خریم، به خاطر این است که از دست اسباب‌بازی کهنه خلاص شویم. البته که اکنون این ایده بسیار عالی است، اما چالش ما این است که با انجام دادن این کار، ما مشکل ایجاد می‌کنیم. واقعاً هیچ راهی نیست، مشکل این است. وقتی چیزی را دور می‌اندازیم، در زباله‌ها مدفون می‌گردد. حالا، اساساً دفن زباله چیزی است که از بین نمی‌رود، و روبه افزایش است. ما هرساله ۱.۳ میلیارد تن زباله را در محل دفن زباله دفن می‌کنیم. تا سال ۲۱۰۰، این رقم به ۴ میلیارد تن می‌رسد. در عوض، اگر صرفه‌جویی می‌کردیم، ترجیحاً ازنظر من، یعنی موادی که در محل دفن زباله قرار دارند را به فراورده تبدیل می‌کردیم و وقتی نیز استفاده می‌شوند، و در پایان عمر مواد: دوباره آن‌ها را کی استفاده می‌کنیم؟ این ایده، کاملاً طرز تفکر ما را درباره زباله تغییر می‌دهد، دیگر، زباله یک واژه کثیف نیست-- تقریباً، واژه "زباله " را کاملاً حذف می‌کنیم. همه چیزی که ما می‌بینیم منابع هستند. منابع به محصول تبدیل می‌شوند و اساساً می‌توان آن‌ها را به محصول دیگری تبدیل کرد. ما به‌خوبی فردی صرفه جو می‌شویم. مادر بزرگم بسته‌های کهنه بذر را نیز برای پوشش دادن دیوارهای حمام استفاده می‌کرد. هرچند شرکت‌هایی هستند که ارزش کار مادربزرگم را می‌دانند و آن را ارتقاء می‌دهند. و فناوری‌های زیادی برای عصر هوشمند توسعه‌یافته‌اند می‌توان از این فناوری‌ها نیز به شکل کارآمدتر استفاده کرد. و من به‌عنوان یک دانشمند مواد، طی دو دهه گذشته در حال ردیابی چگونه هوشمند شدن شرکت‌ها در صرفه‌جویی هستم، آن‌ها چه تصوری از صرفه‌جویی دارند و چگونه از آن سود می‌برند. برای شما دو مثال می‌زنم. مثال اول، مثال خوبی است؛ دومی، چندان خوب نیست. مثال اول راجع به صنعت خودرو است. این صنعت، همیشه به‌عنوان یک صنعت نوآور و خلاق شناخته‌نشده است، اما می‌بینیم که درواقع آن‌ها به‌خوبی فراورده‌هایشان را بازیافت می‌کنند. نودوپنج درصد خودروهایی که در جاده تردد می‌کنند بازیافت می‌گردند. و حدود ۷۲ درصد تمام این خودروها دوباره استفاده می‌شوند. البته خودرو شامل آلومینیم و فولاد کهنه می‌باشد قطعات پلاستیکی و گلگیر و قطعات داخلی خودروها شیشه پنجره‌ها، شیشه جلو لاستیک‌ها نیز بازیافت می‌شوند. یک صنعت بالغ و موفق هست که خودروهای کهنه را بازسازی می‌کند اساساً، آن‌ها را بازسازی کرده و وارد چرخه مصرف می‌کند خودروهای نو و محصولات نو دیگری می‌سازد. حتی در مورد خودروهای برقی، شرکت‌های مربوطه ادعا می‌کنند که ۹۰ درصد از ۱۱ تن باتری مورد مصرف تا سال ۲۰۲۰ قابل بازیافت است، توانمندی ما بیش از این است، اما یقیناً ۹۰ درصد هم رقم خوبی است و بهتر هم خواهد شد. صنعتی که ازنظر بازسازی خوب نیست صنعت معماری است از چالش‌هایی که همیشه این صنعت داشته سازه را که می‌سازیم، به پیاده کردنش فکر نمی‌کنیم. قطعات را پیاده نمی‌کنیم، آن‌ها را از هم جدا نمی‌کنیم، خراب می‌کنیم. چالش ما این است، به همین خاطر، یک‌سوم زباله مدفون در کشور امریکا زباله معماری است، باید طرز فکر معماری خود را تغییر دهیم. برنامه‌هایی هستند که درواقع برخی از زباله‌ها را کاهش می‌دهند. یک نمونه خوب این است. آجرهایی هستند که از زباله‌های ساختمان ساخته می‌شوند، آن‌ها را از شیشه، پاره‌آجر و بتن می‌سازند. خردکننده را نصب، ضایعات را ترکیب کرده و حرارت می‌دهیم و با ساختن این نوع آجرها می‌توانیم بناهای بیشتری بسازیم. اما آجر فقط بخشی از نیاز ما است. امیدوارم با جمع‌آوری اطلاعات کلان و شناسایی ابر داده‌های جغرافیایی، درواقع تحولی ایجاد کنیم، و در ساخت بنا، مقتصدتر عمل کنیم. اگر بنایی را که از بلوک ساخته شده است تخریب می‌کنیم، آیا مصالحی هستند که بتوان از آن‌ها در ساخت بنا استفاده کرد؟ آیا توان درک استفاده از مواد موجود و قابل‌مصرف در ساختمان را داریم؟ اساساً می‌توان این مصالح را در بنای نو کارکرد بدون افت ارزش ساخت آن‌ها؟ پس اجازه دهید درباره سایر صنایع فکر کنیم. سایر صنایع برای صرفه‌جویی چه می‌کنند؟ خوب، درواقع، صنایع زیاد هستند این صنایع نیز به زباله‌های خودشان و برخورد با آنها فکر می‌کنند. یک مثال ساده این است که زباله‌هایی که آن‌ها بیرون می‌اندازند بخشی از تولید صنعتی هستند. اغلب گدازه‌های فلزی، مقادیر خیلی زیادی دی‌اکسید کربن منتشرمی کنند. اکنون شرکتی است به نام لند دتکتور که در چین کارمی کند و به‌زودی در افریقا، می‌تواند ازهر کارخانه ذوب ۷۰۰.۰۰۰ تن گاز استخراج و آن را به ۴۰۰.۰۰۰تن اتانول تبدیل کند، با استفاده از این گازمی توان یک سال، سوخت ۲۵۰.۰۰۰ خودرو را تأمین کرد. این یعنی استفاده بسیار مفید از زباله. محصولاتی که به شهر یا خانه نزدیک‌ترند چه؟ این‌یک مثال ساده است. یعنی کاهش مصرف و استفاده دوباره، اما با در نظر گرفتن مزیت اقتصادی. پس به‌سادگی می‌توان برش و دوخت را تغییر داد، جایی که ۲۰ و ۳۰ درصد مواد مصرفی از پارچه پهن برش داده شده و سپس دوخته یا حتی با چسب چسبانده می‌شود، آن‌ها دوخت کفش را تغییر دادند و گفتند فقط آن را می‌دوزند. این مزیت فقط در ساده‌سازی تولید کفش نیست، "شما فقط یک مواد دارید، و ضایعات شما صفراست،" و سرانجام "می‌توانید وقتی عمر آن به سررسید بازیافتش کنید" تولید دیجیتال نیز باعث می‌شود تا ما بهتر بازیافت کنیم. این حالت، درواقع حدود قدرت علمی را برای یک ماده تعیین می‌کند: قدرت علمی بیشتر از این امکان‌پذیر نیست. پس این یک بلوک ساده اساسی است، اما می‌توان با توجه به قرائن شکل‌های بزرگ‌تر از آن را ساخت می‌توان از آن ساختمان و پل ساخت، همینطور بال‌ هواپیما و کفش‌. من در اینجا مقدار مصالح را به حداقل می‌رسانم. مثال خوبی درباره معماری دارم. این اتصالات فلزی برای برافراشتن سازه‌های بزرگ چادر بکار می‌روند. این را در لاهه کنار یک مرکز خرید بزرگ دیدم. آن‌ها ۱۶۰۰ تا از اجسام سمت چپ را به کاربردند. تفاوت این است که با ارائه یک راه‌حل در سمت راست آن‌ها ۷ مرحله را به یک مرحله کاهش می‌دهند، چون سمت چپی اکنون جوشکاری شده است، و سمت راستی به‌سادگی چاپ‌شده است. و این روش، ضایعات را به صفر رساند، پول کمتری هزینه شد و چون از فولاد ساخته‌شده، سرانجام در پایان عمرش قابل بازیافت است. طبیعت نیز در صرفه‌جویی بسیار مؤثر و مفید است. به طبیعت فکر کن: طبیعت ضایعات ندارد. همه‌چیز آن در محصول دیگر بکار می‌رود. پس در معماری، نانو سلولز که از مصالح اصلی بسیار مرغوب سلولزاست؛ ماده‌ای که سبب استحکام درختان می‌گردد، می‌توان آن را جداکرد و بسیار شبیه به فیبر کربن عمل می‌کند. آن را از درخت بگیرید، و الیاف بسازید، الیاف نامبرده سبب استحکام اشیاء می‌گردند، در هواپیماها، ساختمان‌ها، و خودروها بکار ببرید. هرچند از مواد زیستی نیست از منبع تجدید پذیراست، ونیز، نور گذراست، در موارد مصرف‌کننده الکترونیکی، و بسته‌بندی غذا بکار می‌رود. برای محصولات تولیدی حیاط خلوت مفید است. ابریشم مصنوعی عنکبوتی هم از منابع زیست محیطی است. حالا خیلی سخت می‌توان ابریشم عنکبوتی طبیعی تولید کرد. این ابریشم از عنکبوت‌ به دست می‌آید، خیلی از عنکبوت‌ها یکدیگر را می‌کشند، می‌خورند، پس تولیدش سخت است، نمی‌توان آن را مثل ابریشم معمولی تولید کرد. پس می‌توان DNA عنکبوت را گرفت، ک به چیزهای مختلف انتقال داد، می‌توان آن را به باکتری یا مخمر انتقال داد، به شیر انتقال دهید. سپس می‌توانید از شیر یا باکتری، ابریشم بیشتری تولید کنید سپس نخ ابریشم را بریسید و پارچه یا طناب تولید کنید. مواد زیست‌بوم، به‌اندازه کولار دارای استحکام باورنکردنی است-- و در جلیقه‌های ضد آتش و کلاه‌خود و ژاکت صحرایی کاربرد دارد. عملکردش عالی است. از محیط‌زیست به دست می‌آید و در پایان عمرش، زیست‌تخریب‌پذیر است باز می‌توان آن را به‌عنوان مواد نو استفاده کرد. ک ماده زیست محور هم برایتان شرح می‌دهم و می‌روم، اما به نظرم این نهایت صرفه‌جویی است. به طرز مصرف انگشت نمای بچه روی پوستر فکر کنید. این‌ یک بطری آب است. بی‌نهایت بطری آب‌ داریم، اساساً در همه‌جا هستند، از مشکلات اقیانوس این بطری‌ها هستند. ما با این‌ها چه‌کار می‌کنیم؟ در این فرایند، نه‌تنها آن‌ها را بازیافت می‌کنیم، آن‌ها بی‌نهایت قابل بازیافتند. چرا بازیافت کردن جالب است؟ چون وقتی به استفاده مجدد و بازیافت موادی مثل فلزات، شیشه و غیره فکرمی کنیم به‌مراتب می‌توانیم بازیافتشان کنیم. فلز خودرو شما خودرو مدل ۱۹۵۰ الدزموبیل، رامی توان تا بی‌نهایت، بازیافت کرد بدون اینکه عملکردش افت کند. پلاستیک‌ها را می‌توان یک یا دو بار بازیافت کرد، بطری و یا صندلی پلاستیکی-- فرش پلاستیکی که-- بعد دو بار بازیافت یک صندلی، یا چیز دیگری از آن می‌سازند، استحکامش را از دست می‌دهد، دیگر قابل‌ استفاده نیست. این ماده، فقط با استفاده از چند آنزیم تا بی‌نهایت قابل بازیافت است. بطری، صندلی یا هر محصول پلاستیکی دیگر، را با افزودن چند آنزیم، تجزیه می‌کنم، اساساً آنزیم‌ها آن را به مولکول‌های اصلی تبدیل می‌کنند. و می‌توانید از آن مولکول‌ها صندلی، قالی یا بطری دیگری بسازید. پس چرخه بازیافت بی‌نهایت است. البته مزیت آن این است که شما هیچ منبعی از مواد را از دست نمی‌دهید. بازهم، ایده کامل صرفه‌جویی. درنتیجه، از شما می‌خواهم، هرچه که می‌سازید، درباره‌اش فکر کنید، اگر عضو تیم شرکت طراح هستید، اگر اساساً، خانه خود را مرمت می‌کنید-- ازهرجهت، وقتی محصولی را می‌سازید، بابت استفاده بالقوه آن بیندیشید، به بازیافت دو باره، سوم و چهار باره آن فکر کنید. طرحی ارائه دهید که بتوان قطعات آن را از هم باز کرد. ازنظر من، این غایت صرفه‌جویی است، و اساساً، فکرمی کنم، مادربزرگم عاشق این صرفه‌جویی است.

دیجی سیتی

ارتباط با ما
بستن

شماره همراه

عنوان

توضیحات

ارسال
ارتباط 24/7