چرا باید با فناوری همکاری کنیم ( TEDX )

در تاریخ : 1398-06-22 20:58:56

خب، تصور کنید یک شرکت یک کارمند جدید استخدام کند، بهترین در کار، کسی که قرارداد چند میلیاردی بسته است. حالا تصور کنید هرجا این کارمند بخواهد برود و اعضای تیمش را ببیند، قرارها نادیده گرفته شوند یا کنسل شوند، و در جلسه‌هایی هم که برگزار شوند، بر سرش فریاد کشیده شود و یا بعد از چند دقیقه بیرون انداخته شود. خب بعد از مدتی، ساکت برمی‌گردد پشت میزش، و همانجا می‌نشیند بدون اینکه هیچ کدام از مهارت‌هایش مورد استفاده قرار بگیرد، البته، با نادیده گرفته شدن بوسیلهٔ اغلب افراد، و البته، هنوز با درآمد میلیون دلاری. این کارمند ماهر که به نظر نمی‌رسد لحظه‌ایی استراحت داشته باشد فناوری آن شرکت است. این سناریو اغراق شده نیست. در شغل من بعنوان یک مشاور فناوری، من بسیاری از شرکتها را دیده‌ام که تصمیمات خوبی می‌گیرند که سرمایه‌گذاری‌های کلانی در فناوری انجام دهند، اما برای اینکه به بهره‌برداری برسند نمی‌توانند انتظارات را برطرف کنند. در حقیقت، در تحقیقی که من خواندم، ۲۵ درصد پروژه‌های فناوری لغو می‌شوند یا دستاورد‌هایی دارند که هرگز استفاده نمی‌شوند. مثل اینکه هر ساله میلیون‌ها دلار فقط هدر داده می‌شود. خوب چرا این گونه است؟ خب، تا جاییکه من دیده‌ام، انتظارات مدیریت برتر زیاد است ولی غیر منطقی نیست دربارهٔ بهره‌وری از فناوری. آن‌ها انتظار دارند که مردم از آن‌ها استفاده کنند، این باعث صرفه جویی در زمان بشود، و عملکرد مردم در کارهایشان هوشمندانه‌تر خواهد شد. ولی حقیقت این است که کسانی که در خط مقدم هستند، و قرار است از نرم افزارها و ابزارها استفاده کنند، دیرباور هستند و یا حتی می‌ترسند. ما آموزش آنلاین را به تعویق می‌اندازیم، به یادگیری میانبرها اهمیت نمی‌دهیم، و از تعداد ابزارها کلافه می‌شویم که باید به خاطر داشته باشیم چگونه وارد شویم و استفاده کنیم. نه؟ و آن کلافگی، آن احساس گناه -- هر چه بیشتر فناوری خودش را در زندگی کاری روزمره ما وارد می‌کند، که زیاد است، بیشتر باعث نگرانی می‌شود، بروکینگز می‌گوید که ۷۰ درصد کارها امروزه در آمریکا به حداقل مهارت‌های سطح متوسط دیجیتالی نیاز دارد. پس اساسا، امروزه برای کار کردن، باید قادر به کارکردن با فناوری باشید. ولی از دیدگاه من، با ذهنیت درستی با آن مواجه نمی‌شویم. خب این ایده‌ای است که من با آن مشغولم: چه می‌شود اگر با فناوری مثل یک عضو تیم رفتار کنیم؟ من تجربهٔ شخصی خودم را در این‌باره نوشته‌ام. من با افرادی از همه نوع صنایع صحبت داشته‌ام دربارهٔ چگونگی رفتار با فناوری مرکزیشان بعنوان یک همکار. من با افرادی از صنعت رستوران داری ملاقات داشته‌ام، حرفه‌ایی‌های پزشکی، معلم‌ها، بانک‌دارها، افرادی از خیلی قشر‌های مختلف، و اولین قدم با هر کسی که ملاقات داشتم این بود که ساختار تیم‌هایشان را در یک جدول سازمانی بکشند. الان، من کاملاً خبره هستم وقتی به جداول سازمانی می‌رسم. جداول سازمانی واقعاً بامزه هستند چون، اگر به خوبی ترسیم شوند، می‌توانید به سرعت دریابید که نقش‌های فردی چگونه‌اند و همچنین چگونه یک تیم به خوبی با هم کار می‌کنند. اما اگر شما به یک برنامه سازمانی معمولی نگاه کنید، فقط شامل خط‌ها و مربع‌هایی است که افراد را معرفی می‌کنند. هیچ کدام از اعضای تیم فناوری آنجا نیست. همه نامرئی هستند. پس برای هر کدام از سازمان‌ها که من برای آزمایشم با آن‌ها دیدار داشتم، مجبور بودم یک جدول سازمانی مدل جدید بکشم، مدلی که شامل فناوری هم بشود. و وقتی این کار را کردم، افرادی که با آن‌ها صحبت کرده بودم می‌توانستند در واقع فناوری‌شان را به شکل همکارهایشان تصور کنند، و می‌توانستند چیز‌هایی از قبیل این بپرسند: "آیا این نرم‌افزار به شخص درست گزارش می‌دهد؟" "آیا همکاری انسان و ماشین آلات خوب جواب خواهد داد؟" "آیا آن فناوری حقیقتا عضوی از تیم است که هرکسی بطور ناخوشایندی از آن پرهیز می‌کند؟" خب من توجه شما را به مثالی از یک شرکت تولید غذای کوچک جلب خواهم کرد که به این تجربه واقعیت ببخشیم. این بالاترین طبقهٔ افراد که در شرکت تولید غذای باوینگدنز کار می‌کنند. آنجا یک مدیر فروش بود، که روابط مشتری‌ها را مدیریت می‌کرد، و آنجا یک مسئول عملیات بود، که همهٔ فعالیت‌های داخلی را مدیریت می‌کرد. و افرادی بودند که به مسئولان فروش و عملیات گزارش می‌دادند. و در انتها، این دیدگاهی است که نرم‌افزار و سخت افزاری را با هم داشته باشیم که به وسیلهٔ کارکنان باوینگدنز به کار گرفته می‌شد. با استفاده از این جدول سازمانی عالی، حالا می‌توانیم بررسی کنیم چگونه اعضای تیم انسانی و اعضای تیم فناوری باهم همکاری کنیم.

دیجی سیتی

ارتباط با ما
بستن

شماره همراه

عنوان

توضیحات

ارسال
ارتباط 24/7